تبليغاتX
آیینه ی غبار آلود
"شــعــر"
 عقاب
 

پرواز بلند عقاب

دهن کجی است

به کلاغ!

 

 

|+| نوشته شده توسط حسن عامری در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390  |
 شاعر
 

برای شاعر شدن

باید شاعر بود!

برای ماندن

نباید بود

ساده مثل آب

و شعر چیز دیگری است

به نظرم

یک کفش دوزک باشم

کنار شبنم  بهتر نیست

تا آب دزدکی کنار دریا

شعرت چیست

 

 

 

|+| نوشته شده توسط حسن عامری در شنبه دهم اردیبهشت 1390  |
 یاس من
زندگی ، گلی است در دست تو

برای دیدارت ، عقربه های ساعت را دست کاری می کنم

 

هوای اتاق گرفته است

مثل این آینه همیشه غبار آلود است

 

گلدان خالی شده است از یاس تو

یاس های سپید ، موهایت را آذین می دهد

هیچ گل فروشی تو رانشناخت

مگر نسیم صبح

 

فضای خانه مشتاق توست

چوب لباسی ها تو را می خوانند

مبل ها هیچ کس را به نشستن دعوت نمی کنند

 

این زنگ دنیا را به صدا در می آورد

لحظه ی قشنگی است

پشت خودت پنهان شده ای

 

یاس من بهتر ین یاس هاست

دیدارت یاس را هوایی می کند.

 

 

|+| نوشته شده توسط حسن عامری در پنجشنبه نهم دی 1389  |
 ماهی سیاه کوچولو
 

ی ماهی سیاه کوچولو شدم

رفتم ته ته اقیانوس....

 

|+| نوشته شده توسط حسن عامری در شنبه بیست و چهارم مهر 1389  |
 خبر
 

هیچ خبری نیست

شاید تا دیر وقت

ازهمه ی دوستانی که به من سر میزنند

ومن ناچار نمیتوانم خدمتشان عرض  ادب کنم

بخشیدنم را خواهانم.

دوستدار همیشگیتان  حسن عامری

 

|+| نوشته شده توسط حسن عامری در دوشنبه پنجم مهر 1389  |
 دریا
 

روبه روی  در یا ایستاده ام

دخترانش را صدا می زنم

می آیند و می روند

می آیند و می روند

می آیند و می روند

می آیند و می روند

می آیند و می روند

...

...

هیچ کدام کنارم نمی مانند

بدون خدا حافظی بر می گردم

 

 

|+| نوشته شده توسط حسن عامری در چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389  |
 
 
بالا