تبليغاتX
آیینه ی غبار آلود
"شــعــر"
 ? ؟


برداشت آزاد...

|+| نوشته شده توسط حسن عامری در شنبه شانزدهم آبان 1388  |
 خون

 

 خون

از نوک بوف

سرک کشید

پشت پنجره

صدای همهمه بود

گیوتین کند

گردن کرگدنم را شکست

بوف خندید

من آواز سر دادم

بخند دنیا این است

 

|+| نوشته شده توسط حسن عامری در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388  |
 گرگها
 

سگ ولگرد هدایت

هنوز با دهن پر کف

روی سیاهی خیابان

افتاده

و گرگ های شهر

زوزه کشان مرثیه می خوانند

 

|+| نوشته شده توسط حسن عامری در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388  |
 سه شعر کوتاه!

شماره یک:

من زیر باران با تنی خیس به دنبال چتری خرابم ...

شماره دو:

زیر سایه ی بوفالو به فکر گل سرخ خوابیده ام .

شماره سه:

ای کاش دریا بودم تا دلت را تشبیه میشدم .

|+| نوشته شده توسط حسن عامری در جمعه هفدهم مهر 1388  |
 در اندیشه ی آمدنم
 

سلام

آرام آرام در اندیشه ی آمدنم

هرچند هنوز چیزی نمی دانم

و تنگ دلم کدر و بی آب است

اما باور کن دلتنگ آمدنم

 

 

|+| نوشته شده توسط حسن عامری در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388  |
 تعطیل

 


سلام دوستان جهت ی سری مطالعات

کتاب های مفید و حجیم اینجا فعلا خبری نیست!

تا دیداری  بعد خدا نگهدار همه ی شما عزیزانم.

 

 

|+| نوشته شده توسط حسن عامری در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388  |
 
 
بالا